درباره وب

🌺السلام علیکَ یا رسولَ الله

🌺السلام علیکَ یا امیرَالمؤمنین

🌺السلام علیکِ یا فاطمةُ الزهراءُ

🌺السلام علیکَ یا حسنَ بنَ علیٍ نِ المجتبی

🌺السلام علیکَ یا حسینَ بنَ علیٍ سیدَ الشهداءِ

🌺السلام علیکَ یا علیَّ بنَ الحسینِ زینَ العابدینَ

🌺السلام علیکَ یا محمدَ بنَ علیٍ نِ الباقرُ

🌺السلام علیکَ یا جعفرَ بنَ محمدٍ نِ الصادقُ

🌺السلام علیکَ یا موسی بنَ جعفرٍ نِ الکاظمُ و رحمة الله و برکاته

🌺السلام علیکَ یا علیَّ بنَ موسَی الرضَا المُرتضی و رحمة الله وبرکاته

🌺السلام علیکَ یا محمدَ بنَ علیٍ نِ الجوادُ

🌺السلام علیکَ یا علیَّ بنَ محمدٍ نِ الهادی

🌺السلام علیکَ یا حسنَ بنَ علیٍ نِ العسکری

🌺السلام علیکَ یا بقیةَ اللهِ، یا صاحبَ الزمان و رحمة الله و برکاته

🌺 (استفاده از تمام مطالب با صلوات در حق  ۱۴ معصوم بلامانع است)🌺

⚘نیازمند دعای عاقبت بخیری هستم⚘
جستجوی وب

شأن نزول:
مفسران براى این آیات شأن نزول هاى مختلفى نقل کرده اند از جمله این که:
جمله  لایَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْم  درباره  ثابت بن قیس  (خطیب پیامبر(صلى الله علیه وآله)نازل شده است که گوش هایش سنگین بود، و هنگامى که وارد مسجد مى شد، کنار دست پیامبر(صلى الله علیه وآله) براى او جائى باز مى کردند، تا سخن حضرت را بشنود، روزى وارد مسجد شد، در حالى که مردم از نماز فراغت پیدا کرده، و جاى خود نشسته بودند، او جمعیت را مى شکافت و مى گفت: جا بدهید! جا بدهید! تا به یکى از مسلمانان رسید، به او گفت: همینجا بنشین! او پشت سرش نشست، اما خشمگین شد، هنگامى که هوا روشن گشت،  ثابت  به آن مرد گفت: کیستى؟ او نام خود را برد و گفت فلان کس هستم،  ثابت  گفت: فرزند فلان زن؟! و در اینجا نام مادرش را با لقب زشتى که در جاهلیت مى بردند، یاد کرد، آن مرد شرمگین شد و سر خود را به زیر انداخت، آیه نازل شد و مسلمانان را از این گونه کارهاى زشت نهى کرد.
و گفته اند:  وَ لانِساءٌ مِنْ نِساء  درباره  ام سلمه  نازل گردید، که بعضى از همسران پیامبر(صلى الله علیه وآله) او را به خاطر لباس مخصوصى که پوشیده بود، یا به خاطر کوتاهى قدش، مسخره کردند، آیه نازل شد و آنها را از این عمل باز داشت.
و نیز گفته اند: جمله  وَ لایَغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضاً  درباره دو نفر از اصحاب رسول اللّه(صلى الله علیه وآله) است که رفیقشان  سلمان  را غیبت کردند; زیرا او را به خدمت پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرستاده بودند تا غذائى براى آنها بیاورد، پیامبر (صلى الله علیه وآله)  سلمان  را به سراغ  اسامة بن زید  که مسئول  بیت المال  بود فرستاد،  اسامه  گفت: الان چیزى ندارم، آن دو نفر از  اسامه  غیبت کردند و گفتند: او بخل ورزیده و درباره  سلمان  گفتند: اگر او را به سراغ چاه  سمیحه  (چاه پر آبى بود) بفرستیم، آب آن فروکش خواهد کرد! سپس خودشان به راه افتادند تا نزد  اسامه  بیایند، و درباره موضوع کار خود، تجسس کنند، پیامبر (صلى الله علیه وآله) فرمود: من آثار خوردن گوشت در دهان شما مى بینم، عرض کردند: اى رسول خدا(صلى الله علیه وآله) ما امروز مطلقاً گوشت نخورده ایم! فرمود: آرى، گوشت  سلمان  و  اسامه  را مى خوردید، آیه نازل شد و مسلمانان را از غیبت نهى کرد.(۱)
* * *
تفسیر:
استهزاء، بد گمانى، غیبت، تجسس، و القاب زشت ممنوع!
از آنجا که قرآن مجید در این سوره به ساختن جامعه اسلامى بر اساس معیارهاى اخلاقى پرداخته، پس از بحث درباره وظائف مسلمانان در مورد نزاع و مخاصمه گروه هاى مختلف اسلامى، در آیات مورد بحث، شرح قسمتى از ریشه هاى این اختلافات را بیان نموده، تا با قطع آنها، اختلافات نیز بر چیده شود، و درگیرى و نزاع پایان گیرد.
در هر یک از دو آیه فوق، به سه قسمت از امورى که مى تواند جرقه اى براى روشن کردن آتش جنگ و اختلاف باشد، با تعبیراتى صریح و گویا اشاره کرده.
نخست مى فرماید:  اى کسانى که ایمان آورده اید! نباید گروهى از مردان شما، گروه دیگرى را استهزاء کند  (یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لایَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْم).
چه این که:  شاید آنها که مورد سخریه قرار گرفته اند از اینها بهتر باشند  (عَسى أَنْ یَکُونُوا خَیْراً مِنْهُمْ).
 همچنین هیچ گروهى از زنان، نباید زنان دیگرى را مورد سخریه قرار دهند، چرا که ممکن است آنها از اینها بهتر باشند  (وَ لانِساءٌ مِنْ نِساء عَسى أَنْ یَکُنَّ خَیْراً مِنْهُنَّ).
در اینجا مخاطب مؤمنانند، اعم از مردان و زنان، قرآن به همه هشدار مى دهد که از این عمل زشت بپرهیزند; چرا که سرچشمه استهزاء و سخریه، همان حس خود برتربینى و کبر و غرور است، که عامل بسیارى از جنگ هاى خونین در طول تاریخ بوده.
و این  خود برتربینى  بیشتر، از ارزش هاى ظاهرى و مادى سرچشمه مى گیرد، مثلاً فلان کس خود را از دیگرى ثروتمندتر، زیباتر، یا از قبیله اى سرشناس تر مى شمرد، و احیاناً این پندار که از نظر علم و عبادت و معنویات از فلان جمعیت برتر است، او را وادار به سخریه مى کند، در حالى که معیار ارزش در پیشگاه خداوند تقوا است، و این بستگى به پاکى قلب و نیت و تواضع و اخلاق و ادب دارد.
هیچ کس نمى تواند بگوید: من در پیشگاه خدا از فلان کس برترم، و به همین دلیل، تحقیر دیگران، و خود را برتر شمردن، یکى از بدترین کارها، و زشت ترین عیوب اخلاقى است که بازتاب آن در تمام زندگى انسان ها ممکن است آشکار شود.
سپس در دومین مرحله مى فرماید:  و یکدیگر را مورد طعن و عیب جوئى قرار ندهید  (وَ لاتَلْمِزُوا أَنْفُسَکُمْ).
 لاتَلْمِزُوا  از ماده  لمز  (بر وزن طنز)، به معنى عیب جوئى و طعنه زدن است، و بعضى فرق میان  همز  و  لمز  را چنین گفته اند:  لمز ، شمردن عیوب افراد است در حضور آنها، و  همز ، ذکر عیوب در غیاب آنها است، و نیز گفته اند که  لمز  عیب جوئى با چشم و اشاره است، در حالى که  همز  عیب جوئى با زبان است (شرح بیشتر پیرامون این موضوع به خواست خدا در تفسیر سوره  همزه  خواهد آمد).
جالب این که، قرآن در این آیه با تعبیر  أَنْفُسَکُمْ  به وحدت و یکپارچگى مؤمنان اشاره کرده، و اعلام مى دارد: همه مؤمنان به منزله نفس واحدى هستند، و اگر از دیگرى عیب جوئى کنید، در واقع از خودتان عیب جوئى کرده اید!.
و بالاخره در مرحله سوم مى افزاید:  و یکدیگر را با القاب زشت و ناپسند یاد نکنید  (وَلاتَنابَزُوا بِالْأَلْقابِ).
بسیارى از افراد بى بند و بار در گذشته و حال، اصرار داشته و دارند که بر دیگران القاب زشتى بگذارند، و از این طریق آنها را تحقیر کنند، شخصیتشان را بکوبند، و یا احیاناً از آنان انتقام گیرند، و یا اگر کسى در سابق کار بدى داشته، سپس توبه کرده و کاملاً پاک شده، باز هم لقبى که بازگو کننده وضع سابق باشد، بر او بگذارند.
اسلام، صریحاً از این عمل زشت نهى مى کند، و هر اسم و لقبى را که کوچک ترین مفهوم نامطلوبى دارد، و مایه تحقیر مسلمانى است، ممنوع شمرده.
در حدیثى آمده است:  روزى  صفیه  دختر  حیى ابن اخطب  (همان زن یهودى که بعد از ماجراى  فتح خیبر  مسلمان شد و به همسرى پیغمبر اسلام(صلى الله علیه وآله) در آمد) خدمت پیامبر(صلى الله علیه وآله) آمد در حالى که اشک مى ریخت، پیامبر(صلى الله علیه وآله)از ماجرا پرسید، گفت:  عایشه  مرا سرزنش مى کند و مى گوید: اى یهودى زاده! پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمود: چرا نگفتى پدرم  هارون  است، و عمویم  موسى ، و همسرم  محمّد (صلى الله علیه وآله)؟ و در اینجا بود که این آیه نازل شد .(۲)
به همین جهت، در پایان آیه مى افزاید:  بسیار بد است که بر کسى بعد از ایمان آوردن نام کفر بگذارند  (بِئْسَ الاِسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِیمانِ).
بعضى در تفسیر این جمله، احتمال دیگرى داده اند، و آن این که: خداوند مؤمنان را نهى مى کند از این که بعد از ایمان به خاطر عیب جوئى مردم، نام فسق را بر خود پذیرند.
ولى تفسیر اول، با توجه به صدر آیه، و شأن نزولى که ذکر شد مناسب تر به نظر مى رسد.
و در پایان آیه، براى تأکید بیشتر مى فرماید:  و آنها که توبه نکنند و از این اعمال دست بر ندارند ظالم و ستمگرند  (وَ مَنْ لَمْ یَتُبْ فَأُولئِکَ هُمُ الظّالِمُونَ).
چه ظلمى از این بدتر، که انسان با سخنان نیش دار، و تحقیر و عیب جوئى، قلب مردم با ایمان را که مرکز عشق خدا است، بیازارد، و شخصیت و آبروى آنها را که سرمایه بزرگ زندگى آنان است، از بین ببرد.

منبع:تفسیر نمونه



تاريخ : دوشنبه بیست و دوم مهر ۱۳۹۸ | 21:18 | نویسنده : صفایی |